وبلاگ دانشجویان مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه اصفهان

وبلاگ دانشجویان it ورودی 90 دانشگاه اصفهان

وبلاگ دانشجویان مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه اصفهان

وبلاگ دانشجویان it ورودی 90 دانشگاه اصفهان

صندلی داغ ۵

مهمان صندلی داغ این هفته:


.: علیرضا :.


نظرات 142 + ارسال نظر
فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 15:34

اصلنم برنامم 10 خط نبود!!الان رفتم دیدم 109 خط بودش!!!
درواقع میشه گفت فقط به خط include ها گیر نداده!!!
جزوه کدوم درسها رو کامل نوشتین؟

حالا 10 خط یا 109 خط ، خیــــــــلی که با هم فرقی ندارن !!!
پس درست حدس زدم ! حالا کدهاتون رو لاتین بنویس دیگه بهت گیر نمیده !
راسیاتش هیچ کدوم از درس ها رو کامل ننوشتم !

محسن پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 16:30

علی یادت باشه درست جواب نمیدی هاااااااااااا
بی زحمت جواب احمدو ترجمه کن غیر از اون ماهم بفهمیم!
اگه جواب نمیدی حدافل کامنتارو تایدش کن!

نمیشه ، اگه خواستی بیا یه کلاس آموزش زبان چینی برات میذارم فقط هزینه اش زیاده ، بعدش میتونی بیای جوابو بخونی ...
بعدشم من کدوم کامنتو تایید نکردم ؟!

شاه سنایی پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:28

باریکلا فاطمه
بروز نمیدی اینقدر تو برنامه نویسی فعالی.
من تازه با کلی مکافات ویژوالو نصب کردم, چون سرعت تایپم در حد جلبکه نوشتن هر برنامه به طور میانگین دو قرن طول میکشه.

فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:29

آره خب از دید شما که نگاه میکنم فقط ی دونه نه اومده کنارش!!!!
اگه ی ساعت زمان داشتین باهاش چیکار میکردین؟
چرا میگن سیب زمینی نمیگن پرتقال هوایی؟!

اگه یه ساعت زمان داشتم که خیلی حال می داد ، دیگه نیازی به درس خوندن نبود !
چون دو جور سیب داریم به یکیش میگن سیب زمینی ! ولی پرتقال زمینی نداریم که بخوایم باهم اشتباه کنیم !!

شاه سنایی پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:33

اینطور که معلومه اطلاعاتتون در زمینه کامپیوتر خیلی بالاست , اگه میشه یه قسمت تو وبلاگ بذارید و چیزای مفید و به درد بخور و ترفندای جالب کامپیوتری رو توش بذارید.

پیشنهاد خوبیه ، اگه بچه ها همکاری کنند ...

عاطفه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:34

من زبان چینی ام خوبه ها

اگه اجازه میدید ، ترجمه اش کنم؟!

نه اجازه نمیدم !!

فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:34

فکر میکنین چرا بعد از همایش انتخاب واحد کسی به شما شک نکرد؟
آخه من به هرکی میگفتم حدس بزن اسم همه بچه هارو میگفت وقتی می فهمید هیچ کدوم نبودن کلی فکر میکرد بعد با شک و ی جوری با صدای آروم اسم شمارو میاورد!!!!!

البته بگما من از اولشم میدونستم کار شمابوده!!

نمیدونم ، شاید بهم نمیاد ازین جور سرکاریا !!
یا شایدم چون کاملا خودمو زده بودم به بیخیالی و درموردش هیچ صحبتی نکرده بودم !

فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:36

چرا وقتی با یکی کار حیاتیی داریم و بهش زنگ میزنیم ،تا داره زنگ میخوره هی میگیم گوشی رو بردار دیگه؟!!!خب اگه میشنوه چی میگیم چرا کار مهممونو بهش نمیگیم؟

خب اشکالی نداره ، ازین به بعد کار مهممون رو هم بهش میگیم !

فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 17:48

تو دوران دانش آموزی چند بار خودتونو به مریضی زدین تا نرین مدرسه؟
راستشو بگین بیشتر خواهرتون به جای شما مشقاتونو مینوشتن یا برادراتون؟
سخت ترین امتحان تو مدرسه؟
کم ترین نمره ای که تو مدرسه گرفتین؟

- زیاد
- فقط بعضی وقتا (اونم یه ذره) خواهرم !
- فکر کنم هندسه 1
- مربوط به دیفرانسیل 1 بود که نخونده بودم : 5.25 ! از 15 نمره (تنها درسی بود که افتادم!)

نیلوفر پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 19:31

اگر میخواستن شما رو به انتخاب خودتون بکشند کدومو انتخاب میکردین؟
۱.اویزان کردن از یک پا
۲.قلقلک دادن تا حد مرگــــــــــــــــــــ
۳.ببندنتون به یک مورچه(این مورچه هه از پسه ۱۰۰کیلو بار بر میاد) و تاابدرو زمین بکشنتون
۴.اگه قابلییتشو داشتین اول بادتئن کنن بعد با سوزن بترکوننتون


فکر کنم 2 بهتر باشه !

فاطمه پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 19:33

اگه میتونستین 4 نفرو تبخیر کنین از بین بچه های کلاس کیارو تبخیر میکردین؟

اسماعیل
محمد
محسن
احسان

AT پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 20:11

"بعدشم مجبور نبودید سوال سخت بپرسید !"
در مورد این جمله توی پاسخ کامنتتون:
خوشبختانه یا بد بختانه بنده اون روز جز گروه بروبچچچچچچ
نبودم واصلا روحم هم خبر نداشت بچه ها دارن چی کار
میکنن...مگرنه...
بگذریم....
1-پارسال این موقع چه حالی داشتین؟
2-فکر میکردین نتیجه کنکورتون چه جوری بشه؟
3-اگه یه روز قرارباشه ایران نباشید(صرفایه سواله چراوچگونه نداره)دلتون میخواد کجا باشید؟
4-بزرگترین کمکی که دوست دارین توزندگی بهتون بشه؟

1- فکر کنم سرما خورده بودم
2- فکر میکردم بهتر ازین بشه
3- کربلا تا حالا نرفتم ، سوئد رو هم دوست دارم . ولی برای اقامت فقط ایران
4- فعلا فقط کمک درسی !! آخه ریاضی و فیزیکو دارم میفتم !

شاه سنایی جمعه 9 دی 1390 ساعت 12:49

بابا همین ۴ تا آقا تو کلاسم که شما میخواین تبخیر کنین,
بخواین بقیتونم بر و بچچچچچچ تبخیر کنن.

حالا میومدم 4 تا دختر تبخیر کنم باز میومدین شاکی میشدین که چرا من و تازه باید کلی جواب پس میدادم !
منم ورداشتم 4 تا پسر تبخیر کردم !

فاطمه جمعه 9 دی 1390 ساعت 15:15

ماهم باور میکنیم که فقط بعضی وقتا اونم یه ذره،خواهرتون مشقاتونو مینوشتن...
بچه که بودین دوست داشتین چی کاره بشین؟
بزرگترین آرزوتون تو بچگی؟
بچه که بودین وقتی میخواستن بترسوننتون چی بهتون میگفتن؟

- دوس داشتم پلیس بشم !
- همون بالایی
- وقتی زیاد شیطونی میکردم بهم میگفتن الان به عموت میگیم بیاد گوشاتو ببره !!! بعدنا کشف کردم الکی میگن !

فاطمه جمعه 9 دی 1390 ساعت 15:34

ئه یادم رفت این سوالو بپرسم:تاحالا حیوون خوونگی داشتین؟اسمش چی بوده؟ و چه سرانجامی داشته؟

الان قناری ، ولی قدیما مرغ و خروس داشتیم ! سرنوشتشون که دیگه معلومه !

به نظرتون چرا رمز پست آقای مظفری شماره موبایل آقای جعفری است؟
1-برای اینکه دخترها نخونن
2-برای اینکه فقط بعضی(!)از دخترها بخونن
3-برای اینکه دخترها هم برن شماره آقای جعفری رو پیدا کنن
4- چون ایشون اصلا موبایل ندارن

باید از خودشون پرسید
شاید گزینه 2 و 3 و 5
5- احتمالا میخواسته شماره خودشو بذاره دیده خیلی تابلوئه و ... .

نیلوفر جمعه 9 دی 1390 ساعت 19:41

اگه یه کیسه پرپول بیافته جلوپاتون چکارش میکنین؟اولین استفاده ای که ازش میکنین چیه؟

اگه منظورتون اینه که همینطوری یهو از هوا افتاده و مال کسی نیست ، اول برش میدارم پولارو میشمارم ، بعد یه بار دیگه میشمارم ببینم یه وخ اشتباه نشمرده باشم !
احتمالا اولین کاری که بکنم اینه که بذارمش تو بانک .

کامران جمعه 9 دی 1390 ساعت 21:08

این کاره محمد بوده و منم بعده اینکه بهم اس داد فهمیدم.
حالا برا محمدم به موقعش دارم.
سوال:نظرت چیه دوباره محمدو حذفش کنیم(رو شوخی)

متاسفانه ! جنبنم بالاست و با این جور توطئه ها حذفش نمیکنم !
ولی یک عامل درونی به من می گوید که گویا تو با او همدست بوده ای !

سیما جمعه 9 دی 1390 ساعت 22:10

اگه بخواهید یه جمله غیر از دوست داشتن به خدا بگید چی می گید؟
جسارت نباشه ها ولی اگه بخواید بعده ۱۲۰ سال بمیرید از خدا می خواهید چه جوری جونتون را بگیره؟

خدایا کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ...
اگه شهید بشم خیلی حال میده ، چجوریش زیاد مهم نیست .

کامران جمعه 9 دی 1390 ساعت 23:17

علیرضا:سعی کن ازین به بعد خیلی به عامل درونیت اهمیت ندی
سوال:فرض کن یکی یه پست داده و رمزشم شماره تلفن تو گذاشته(خبرم نداری)بعد که میفهمی چیکار میکنی؟

آره بعضی وقتا این عامل درونیه چرت وپرت میگه !
با یه برنو میرم سراغ طرف !

نیلوفر شنبه 10 دی 1390 ساعت 08:21

یعنی هیچی باهاش نمی خواین بخرین !
در ضمن اخلاق اصفهانیتونو اینجا لو دادینا اخه اکثرا مردم عقده هاشونو اولا برطرف میکنن هرچی نداشتن میخرن بعد اگه تهش چیزی موند پس انداز میکنن
شما برعکسین

خب منم میذارم تو بانک تا بعدا خرج کنم !

نیلوفر شنبه 10 دی 1390 ساعت 10:25

اگه از یک نفر فوق العاده متنفر باشید وبخواهین ازش انتقام بگیرید چکارش میکنید؟
بهترین وبدترین کار ممکن ؟

تا الان از کسی متنفر نبودم ، اهل انتقام گرفتن هم نیستم ..

مینا زمانی شنبه 10 دی 1390 ساعت 10:28

اگه یه قاب خالی رو دیوار اتاقتون باشه دوست دارین توش چه عکسی بذارین؟

یه عکس زیبا از طبیعت

اسماعیل شنبه 10 دی 1390 ساعت 12:51

تست روانشناسی:
فرض کن تنهایی داری تو جنگل راه میری
یه فنجان میبینی
جنسش چیه؟
چه شکلیه؟

یه فنجان کوچک قدیمی چینی سفید دسته دار ! (خب حالا این به چه دردی میخوره ؟! )

اسماعیل شنبه 10 دی 1390 ساعت 12:53

بد نیست یه خورده اعتماد بین افرادی باشه که میخوان ۴سال با هم درس بخونن

آره قبول دارم .

بروبچچچچچچ شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:17

اگه ی شرکت داشتین و میخواستین براش ی میوه رو به عنوان لوگو انتخاب کنین کدوم میوه رو انتخاب میکردین؟

سیب

فاطمه و AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:44

توهم استیو جابز بودن گرفتتون؟
یکمی خلاقیت به خرج میدادین خب!!!
از صبح تا حالا چقدر درس خوندین؟(خداییش..ولطفا ساعت پاسخ گویی رو هم بگین)

خب برای اینکه با سیب استیو جابز اشتباه نشه دو طرفشو گاز میزنم !
از صبح تاحالا هیچی ولی بعد ازظهر قصد دارم درس بخونم . آخه اومدم بیام دانشگاه درس بخونم باباهه جلوم سبز شد واسم کار تراشید ! (ساعت 14 و 10 دقیقه)

فاطمه و AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:47

فرض کنین سوار ماشینین و عجله دارین.میرسین به ی کوچه خیلی تنگ،بعد جلوتون ی آدم ناشنواست که هر چی بوق میزنین نمیشنوه از کنارشم نمیتونین عبور کنین،کوچه هم انقدر تنگه که در ماشین باز نمیشه پیاده شین و بهش بگین بره کنار.
حالا چیکار میکنین؟

دیگه از پنجره ماشین که میشه اومد بیرون ! اگه نشه فقط مجبورم حرص بخورم !

فاطمه و AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:53

کوچیک که بودین چیجوری خواهر برادراتونو اذیت میکردین؟(با ایمیل الکی دادن؟!!)

خیلی اذیتشون نمیکردم . دیگه نهایتش مجبورشون میکردم کل روز ببرنم بیرون بگردم ...

فاطمه و AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:58

اگه با کلی شوق و ذوق و زحمت و از این حرفا ی پست رو برای انتشار در وبلاگ آماده کنین بعد همون موقع یکی از گزینه های زیر به جای ریست کردن سه تا کامپیوتر اون طرف تر کامپیوتر شمارو ریست کنه ،چیکار میکنین؟
1-آقای جعفری
2-آقای مظفری
3-آقای باولی
4-آقای ایوبی
5-آقای آصفی
6-آقای صادقیان (هرچی شمردیم دیدیم 6تا پسرین ولی گزینه ها 5تا بیشتر نمیشه فهمیدیم خودتونین!!!)

1 الی 5 - یه همایش خوب و مفید بهشون معرفی می کنم !
6 - دوباره سعی ام رو انجام میدم ..

بروبچچچچچچ شنبه 10 دی 1390 ساعت 13:59

در شرایطی که لیوان نیست چجوری آب میخورین؟!!!

محــــــــــــــمــــــــــد !! بـیـبـیـن چیکار کردی !!
خدایا توبه ... !

AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 14:06

میرین ی فروشگاه خیلی شلوغ کلی خرید میکنین ،بعد میرین حساب کنین ،بارکدهای همه رو میزنن بعد فیشو بهتون میدن،تا میاین حساب کنین میبینین نه کیف پولتون هست نه عابر بانکتون!!!جیبتون هم شیپیش توشه ودارن زبون در میارن.
چیکار میکنین؟
اگه قرار باشه چیزی رو گرو بذارین چی رو گرو میذارین؟

زنگ میزنم به یه نفر که بیاد اونجا .

از اینکه روی صندلی داغ نشستین پشیمون نیستین؟چرا؟چگونه؟حتی؟اما؟حتما؟زیرا؟اگر؟

توصیتون به مهمانان بعدی؟

نمیخواین از رو صندلی پاشین؟سوالامون تموم شد خب!!!

نه پیشمون نیستم زیرا به دلیل اینکه چون بخاطر !!!

به مهمانان بعدی مخصوصا به اعضای گروه بروبچ توصیه میکنم از نشستن روی صندلی داغ انصراف بدن !

فک کنم دیگه هرچه سریعتر باید پاشم !

فاطمه شنبه 10 دی 1390 ساعت 19:09

تاحالا شده کادوی تولد واستون عروسک بیارن؟چیکار کردین اون موقع؟

اگه یکی برای کادوی تولد بهتون عروسک بده چه عکس العملی از خودتون نشون میدین؟

- عروسک ؟؟؟؟؟!! نه نشده !
- منم واسه تولدش یه عروسک بهتر واسش میگیرم !

فاطمه شنبه 10 دی 1390 ساعت 19:35

وقتی دیفرانسیل 1 رو افتادین چه جوری به مامان و بابا تون گفتین؟عکس العملشون چی بود؟خواهر و برادراتون و چی؟

کدوم یکی از خواهر و برادراتون توی درسهاتون بیشتر کمکتون میکردن؟حالا چی؟

فرض کنید دارین ی سوال از برادرتون(یا خواهرتون)میپرسین.اونم میاد براتون توضیح میده.بعد شما نمیفهمین میگین ی بار دیگه میشه توضیح بدی؟اونم توضیح میده.همین جوری تا دفعه سوم و چهارم هم براتون توضیح میده.شما نفهمیدین.چیکار میکنین؟
1-میگم ی بار دیگه توضیح بده
2-از یکی دیگه میپرسم
3-احتمالا دفعه سوم از خجالتم در میاد به ی بار دیگه پرسیدن نمیرسم
4-اگه قرار بود بفهمم همون دفعه دوم میفهمیدم،پس بیخیال میشم
5-(دیدم همش ی گزینه خودتون اضافه میکنین،اینو گذاشتم برای خودتون،موارد دیگر...)

- نگفتم ! البته چون مریض شده بودم و تا اون موقع نخونده بودم افتادما . تا وقتی تو اسفند میخواستم برم جبرانیشو امتحان بدم دیگه فهمیدن . وقتی هم فهمیدن اینجوری شدن !

- خیلی قدیما داداش دومیم . الان هیچ کدوم .

- 1 !

AT شنبه 10 دی 1390 ساعت 20:05

خداییش(نه از روی منظور کلا و واقعا)اون متن چینیه رو که نوشتین ترجمه شو میدونین چیه؟من خیلی کنجکاو شدم بدونم از کجاآوردینش وچی نوشته؟

تا یه حدودایی !
خب اگه قرار بود بگم چی نوشته که همونجا فارسیشو می نوشتم !

عاطفه یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 00:01

لطفا نام مدارس ،از پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی تونو بگید!
+ بهترین دوستتون (در هر دوره) ...
کدوم دوره تحصیلی رو بیشتر از بقیه دوس داشتید و چرا؟
تو کدوم دوره بیشتر شیطنت کردین؟

دبستان : پاسداران (داوود)
راهنمایی : تربیت (حسین بهرامیان)
دبیرستان : ابن سینا (داوود)
پیش دانشگاهی : شهید نیلفروش زاده (داوود !)

- پیش دانشگاهی ، چون بچه های خیلی باحالی تو کلاسمون بود .

- پیش دانشگاهی

نیلوفر یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 08:22

اگر جای خدا بودین زندگیتونو چطور دستکاری می کردین؟

همینجوری که الان هست . اگه هم جاییش بدی داشته حکمتی توش بوده ...

مینا زمانی یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 11:42

فکر میکنین کودک درونتون چند سالشه؟


نمیدونم ! شاید 10 - 15 سال !

محسن یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 12:03

دوسداری مهمون بعدی صندلی داغ کی باشه؟
۱.فاطمه
۲.AT
3.نیلوفر
4.احمد

فرقی نداره

AT یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 13:10

منظور من ترجمه اصلی متن بود نه اونی که میخواستین واسه جواب سوال بذارین....من نمیتونم منظورمو برسونم یا شما متوجه منظور من نمیشید؟؟؟؟؟
"یه پارچ آب روش میخورم (البته با استفاده از لیوان!) تا اثرات مزش از بین بره ." یعنی میخواین کله این پارچ آب رو هی بریزین تولیوان یه لیوان یه لیوان بخورین؟؟؟؟؟خوب باهمون چارچ یهو همه آبو بخورین دیگه!!!!این چه کاریه......
از کارتونای زمان بچگی کدومو دوست داشتین؟

منظور منم ترجمه اصلی متن بود !

دارین طعنه میزنین نه ؟؟!!
من بی فرهنگ بازی درنمیارم ، با لیوان آب میخورم !

تام و جری ، فوتبالیستها ، وایکینگ ها !

اسماعیل یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 14:23

جواب تست روانشناسی
با توجه به جنس ورنگ فنجان میشه گفت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
علیرضا با تمام وجود سر کاری

همون فنجون بخوره تو سرت با این تست روانشناسیت !

فاطمه یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 17:25

از بین شکلک هایی که توی کامنتها میذاریم کدومشون رو بیشتر دوست دارین؟

به نظرتون معدل این ترمتون چند میشه؟

قشنگ ترین پ ن پ ای که تا حالا شنیدین؟

سخت ترین سوالی که تاحالا ازتون پرسیدن کدوم بوده؟

- اینو و اینو

- اگه همینجوری پیش بره حدودای 12 - 13 !

- از خواب بیدار شدم برادرم اومده می گه بیدار شدی؟
پـَـ نه پَــ، خوابم، خودم رو زده ام به بیداری !

- اون ماشینه تو کوچه ی خیلی تنگ ...

نیلوفر دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 01:22

تاحالا کتک خوردین؟؟ خداییش؟
اگه خوردین از کیا؟
چه جور کتک هایی بهتون زدن؟
.
.
.
جسارته ولی تاحالا کسی با شیلنگ افتاده به جونتون؟؟

آره دوران دبستان از معلما کتک خوردم !
ولی غیر از اون زیاد دنبال دعوا نبودم ...

- با شلنگ !!؟؟ نه !

نیلوفر دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 11:29

اگه شما روحانی بودین عباتون رو چه رنگی انتخاب میکردین؟


قهوه ای

مینا زمانی دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 14:15

از چه اسمی بیشتر خوشتون میاد؟
یه اسم پسر بگین یه اسم دختر!

- مهدی و علی
اسم دختر هم نگم بهتره !

مینا زمانی دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 14:18

اگه قرار باشه از بین اسمایی که الهام توی پست "عجیب ترین نام های ایرانی" نوشته یکیشو واسه خودتون انتخاب کنین کدومو انتخاب میکنین؟

یه اسم خوب هم توشون پیدا نمیشه !
اهریمن !

مینا زمانی دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 14:21

به نظرتون چرا وقتی استاد مهاجر دارن یه مسئله حل میکنن اگه یکی از دانشجوها چیزیو گوشزد کنه (حتی اگه غلط باشه)استاد میگن: آو !!!!بله !!!بله !!! حق با شماست!؟

خب شاید تکیه کلامشونه !

مینا زمانی دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 14:22

دبیرستانو بیشتر دوست داشتین یا دانشگاه؟
چرا؟

دانشگاه ،
چون دیگه صبحگاه و ازین جور چیزا نداریم ! تازه دبیرستان سلف هم نداشت !

مینا زمانی دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 14:25

تا حالا تو دانشگاه مطلبی یا مبحثی رو خوبه خوب ، با عمق وجودتون ، با تک تک سلولا و مولکولای بدنتون درک کردین؟
اگه آره کدومو؟

آره
کلید یک پل !!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد